الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : محمدمسعود عباسى )
27
كفاية الأصول ( فارسى )
فكر خود مفسر است و هرگز از واقع گزارش نمىدهد ، ما مىگوييم خود اين فكر يك فكر مطلق نيست بلكه محصول همان قالبهايى است كه لازم وجود ذهن انسان است . در اين صورت چگونه مىتوان آن را به صورت يك اصل مطلق پذيرفت . در طول تاريخ بشر متون ادبى و تاريخى فراوانى داريم كه همه افراد آنها را به يك نحو تفسير مىكنند و هرگز قالبهاى ذهنى افراد با اختلافاتى كه دارند سبب تعدد تفسير نشده است . مسأله تعدد قرائت از دين ، دست هر انسانى را در تفسير دين باز گذارده و يادآور مىشود كه قرائت هيچكس بر ديگرى برترى ندارد ، در حالىكه دين يك قرائت بيش ندارد . يادآور مىشويم اختلاف احكام بر اساس شرايط زمان و مكان ، ارتباطى به تعدد قرائت از دين ندارد ؛ زيرا زمان و مكان ، مصداق موضوع را دگرگون كرده طبعا حكم نيز دگرگون خواهد بود ، اصول كلى اسلام در مورد خود تغيير نيافته ، اگر نوظهورى هست در مورد مصداق دليل است .